عرفاي زنده

نظرات در مورد منهاج فردوسيان

+ نوشته شده: ۶ اسفند ۱۳۹۶ساعت: ۱۰:۱۱:۴۰ توسط:يونس شفاعي موضوع:

نرم‌افزار «رهبر معنوي»، نشر آثار تربيتي «حاج فردوسي» منتشر شد.

 مژده‌اي به:

علاقه‌مندان به تكامل فردي؛

مشتاقان كمال واقعي؛ 

جويندگان سعادت ابدي؛

سالكان وادي سير و سلوك؛

تشنگان معارف ناب اسلامي؛

خستگان صحراهاي حيرت؛

پيكاركنندگان با نفس امّاره؛

لطمه‌خوردگان از وساوس شيطان؛

محرومان از استاد اخلاق و عرفان؛

نرم‌افزار «رهبر معنوي»، نشر آثار تربيتي «حاج فردوسي» منتشر شد.

 

لينك دانلود از سايت:

http://menhajapp.ir


برچسب: حاج فردوسي منهاج فردوسيان رهبر معنوي سيروسلوك، سير و سلوك، عرفان، نرم افزار، اپليكيشن منهاج فردوسيان، اپليكيشن حاج فردوسي، استاد اخلاق، استاد عرفان، درس اخلاق، معارف ناب، كمال واقعي، سعادت ابدي،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۰۰:۲۵ توسط:يونس شفاعي موضوع:

حاج فردوسي رهبر معنوي مشتاقان كمال و سعادت

هميشه به كسي تكيه كنيد كه جز به قرآن و اهل بيت تكيه نكرده باشد

و او كسي نيست غير از حاج فردوسي ...


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، معرفت، معرفة الله، منهاجي، رسم الخط قرآن، القرآن العظيم، القرآن العزيز، القرآن المجيد، رسم الخط حاج فردوسي، رسم الاملاء،،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۱ دى ۱۳۹۶ساعت: ۱۱:۱۳:۰۴ توسط:يونس شفاعي موضوع:

جمله كوتاه

+ نوشته شده: ۱۶ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۴:۳۶:۳۲ توسط:يونس شفاعي موضوع:

نقدي بر نقدهاي منهاج فردوسيان!

آنچه به عنوان نقد بر منهاج فردوسيان، گفته و نوشته شده يا گفته و نوشته خواهد شد، بايد از فيلتري عبور داده شود كه نُه «ت» را از آن حذف كند، سپس در باقيمانده‌ي سخن يا نوشته، نگريسته شود، اگر چيزي باقي مانده بود، مورد ارزيابي قرار گيرد، پس اگر جوابش داده شده بود، معلوم مي‌شود اشكالي قديمي و كهنه است و جواب مجدد لازم ندارد. اما اگر جوابش داده نشده بود،‌ معلوم مي‌شود اشكال جديدي است و جا دارد جواب داده شود.
و اما نُه «ت» كه بايد در اولين مرحله، از نقدهايي كه بر نظام جامع تربيتي منهاج فردوسيان نوشته مي‌شود، حذف گردد، به قرار زير است:
اول: توهين؛ به معني فحاشي است. عباراتي همچون به كار بردن نام حيوانات براي انسان. يكي از ابتدايي‌ترين حربه‌هاي منتقديني كه رذالت ذاتي و دنائت تربيتي دارند، دست انداختن به سلاح فحاشي است. كلمات ركيك و ناسزا كه به نظر خودشان نقد است ولي در حقيقت، فحش است و زيبنده‌ي اهل تقوا و طهارت نيست.
دوم: تحقير؛ به معني كوچك شمردن است. عبارتي كه مشركان و چندگانه پرستان به استاد اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) مي‌گفتند و قرآن كريم، چنين گزارش مي‌دهد: «وَ إِذَا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِن يتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَ هَذَا الَّذِي يذْكُرُ آلِهَتَكُمْ» (سوره‌ي انبياء، آيه‌ي ۳۶) ترجمه: و كساني كه كافر شدند چون تو را ببينند، فقط به مسخره‏ات مي‏گيرند [و مي‏گويند] آيا اين همان كس است كه خدايانتان را [به بدي] ياد مي‏كند؟
تحقير در نقدها، به عبارات مختلفي رسوخ مي‌كند، مثل اين كه مي‌گويند: اينهمه عالم ديني و مرجع تقليد، نتوانسته‌اند نظام جامع تربيتي ارائه بدهند و يك نفر طلبه‌ي معمولي توانسته است؟ فحواي اين سؤال، تحقير و كوچك شمردن مؤلف نظام جامع تربيتي منهاج فردوسيان است. اين گزينه نيز از ديگر دستاويزهاي منتقدين غيرمنصف و بي‌اخلاق است.
اين افراد، بدون اين كه بدانند و متوجه باشند، شخصيت‌زده و شخصيت‌پرست هستند و نمي‌توانند در كنار شخصيت‌هايي كه در ذهنشان پرورده‌اند، كسي را قرار دهند كه اساس آئين‌هايشان را باطل مي‌شمارد و بر بافته‌هاي صوفيانه‌ي بزرگانشان مي‌تازد.
سوم: تهمت؛ به معني نسبت دادن امور غيرواقعي است. تهمت زدن، از حربه‌هاي منتقدين بي‌تقوا محسوب مي‌شود. اينگونه منتقدين، با وارد كردن تهمت‌هايي مانند «ارتباط با بيگانگان»، «دريافت كمك مالي از وهابي‌ها»، «عامل دشمن بودن براي ضربه زدن به اعتقادات مذهبي» مي‌كوشند سرپوشي بر تهي‌دستي خودشان از ارائه‌ي نقد مستند بگذارند. آن زمان كه سند معتبري ندارند و نمي‌توانند ارائه كنند و از سوي ديگر، در معرض زوال و فنا قرار مي‌گيرند، ناگزير، به افتراء و اتهام‌زني، پناه مي‌برند.
پس هر گاه نقدي مشتمل بر اموري باشد كه گوينده و نويسنده‌اش نتواند بر درستي و حقّانيت آن، سند و مدركي ارائه كند، در اين مقوله مي‌گنجد و به عنوان «تهمت» خوانده مي‌شود. تهمت، گناهي است كه در روز قيامت، دامان اين افراد را گرفته و رهيدنشان از جهنم و رسيدنشان به بهشت را سخت خواهد كرد. برخي افراد مغرض يا بي‌خبر، با دامن زدن به برخي شايعات، ناخواسته مبتلا به «تهمت» مي‌شوند.
چهارم: تهديد؛ به معني خط و نشان كشيدن است. يكي از آخرين حربه‌هاي كساني كه عاجز از ارائه‌ي سند براي تهمت‌هايشان هستند، تهديد است. به عبارت ديگر، كساني كه دستشان از همه جا كوتاه شده و هيچ حرف ارزشمندي در نقد منهاج فردوسيان ندارند، تهديد مي‌كنند. تهديدهايي مانند اين كه «رسيدگي به منهاج فردوسيان را از راه‌هاي ديگر پيگير هستيم» يا «از طريق وزارت فلان و اداره‌ي فلان پيگيري قانوني مي‌كنيم» يا «پرونده‌اي براي منهاج فردوسيان تشكيل شده و در حال جمع‌آوري مستندات قضايي براي مقابله‌ي جدّي هستيم» و مانند اينها.
با توجه به تهديدهاي فراوان و پي در پي از سوي افراد مختلف كه هيچگاه منجر به هيچ نشده، اين اطمينان حاصل آمده كه «تهديد»، فقط نوعي اطفاء غضب است. يعني وقتي دستشان به هيچ سند و مدركي نمي‌رسد و هيچ كاري نمي‌توانند انجام دهند، براي فرو نشاندن آتش خشم خود، تهديد مي‌كنند؛ تهديدهايي كه هيچ وقت به جايي نرسيده و نخواهد رسيد.
پنجم: تخمين؛ به معني حدس و پيشگويي است. آخرين تكيه‌گاه منتقدين خام، پيشگويي انحراف براي منهاج فردوسيان است. اينان كه چيزي در زمان «حال»، براي انتقاد و تخريب پيدا نمي‌كنند، دست به دامان پيشگويي در زمان «آينده» مي‌شوند. پيشگويي‌هايي مانند اين كه: «منهاج فردوسيان در آينده، مانند شيخيه و بابيه و بهائيت خواهد شد» يا «حاج فردوسي در آينده ادعاي امام زماني خواهد كرد» يا «حاج فردوسي در آينده، ادعاي دين جديد خواهد كرد».
تخمين نيز، حربه‌اي ديگر از شكست‌خوردگان از ارائه‌ي سند و مدرك است. اين دسته از منتقدين، وقتي دستشان از سند و مدرك درست، خالي است، مجبورند توجه مخاطبشان را به آينده معطوف كنند و با كارشناس نشان دادن خود، پيش بيني خطرات مهم براي اسلام و مسلمين از ناحيه‌ي نظام جامع تربيتي منهاج فردوسيان نمايند.
ششم: تشميم؛ به معني بو كشيدن است. يكي از مسخره‌ترين ابزار منتقدين خام، استفاده از تشميم است. اينان با بو كشيدن، شروع به اظهار نظر كرده و وجود جنازه را گزارش مي‌دهند. اين افراد با عباراتي مانند: «بوي وهابيت مي‌دهد»، «بوي انحراف مي‌دهد»، «بوي مخالفت با فلان مي‌دهد» قدرت شامه‌ي خود را به رخ كشيده و به زبان بي‌زباني، خود را چنان كارشناس متبحري قلمداد مي‌كنند كه با «بو كشيدن» به عمق مسأله آگاه شده و ديگران را هم بر حذر مي‌دارند.
هفتم: تقطيع؛ به معني بريدن و انتخاب گزينشي است. برخي از منتقدين كه انتقادشان آميخته با اغراض خاص است، دست به اين امر ناپسند مي‌زنند. اينان در نقدهاي خود، بدون توجه به منابع متعدد و عبارات ناظر به يكديگر، قسمتي از يك متن را گرفته و همان را پايه‌ي اشكال و انتقاد خود قرار مي‌دهند. قدرت اين نوع از اشكال‌گيري و انتقاد، به قدري است كه مي‌توان با استفاده از اين روش، برش‌هايي از آيات قرآن را در مقابل تعاليم اساسي قرآن و سنت و عترت قرار داد. به عنوان مثال، از كنار هم قرار دادن اين آيه كه مي‌فرمايد: «فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ» (سوره‌ي ماعون، آيه‌ي ۴) ترجمه: پس واى بر نمازگزاران. و اين قسمت از آيه كه مي‌فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَهَ» (سوره‌ي نساء، آيه‌ي ۴۳) ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به نماز نزديك نشويد. مي‌توان نتيجه گرفت كه نماز خواندن، امري نهي‌شده و ناپسند است! در صورتي كه اين نتيجه‌گيري مغرضانه، بر اثر تقطيع نابجا حاصل شده است.
اين در حالي است كه اگر آيه‌ي اول را به همراه سه آيه‌ي بعدش ببينيم، نتيجه‌ي سخن، چيز ديگري مي‌شود. قرآن كريم مي‌فرمايد: «فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ * الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ * وَ يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ » (سوره‌ي ماعون، آيات ۴ تا ۷) ترجمه: پس واي بر نمازگزاراني كه از نمازشان غافلند، آنان كه ريا مي‏كنند و از [دادن] زكات [و وسايل و مايحتاج خانه] خودداري مي‏ورزند.
همچنين اگر تمام آيه را بنگريم، معني آن تغيير مي‌كند. قرآن كريم مي‌فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَهَ وَ أَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ» (سوره‌ي نساء، آيه‌ي ۴۳) ترجمه: اي كساني كه ايمان آورده‏ايد، در حال مستي [خواب‌آلودگي شديد] به نماز نزديك نشويد تا زماني كه بدانيد چه مي‏گوييد.
پس تقطيع سخن، نشان از غرض‌ورزي منتقد يا عجله‌ي او دارد. قرآن كريم در نقد روش تقطيع مي‌فرمايد:
«إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا * أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا * وَ الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لَمْ يُفَرِّقُواْ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ أُوْلَئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَ كَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا» (سوره‌ي نساء، آيات ۱۵۰ تا ۱۵۲)
ترجمه: كساني كه به خدا و پيامبرانش كفر مي‏ورزند و مي‏خواهند ميان خدا و پيامبران او جدايي اندازند و مي‏گويند ما به بعضي ايمان داريم و بعضي را انكار مي‏كنيم و مي‏خواهند ميان اين [دو] راهي براي خود اختيار كنند. آنان در حقيقت، كافرند و ما براي كافران عذابي خفت‏آور آماده كرده‏ايم. و كساني كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده و ميان هيچ كدام از آنان فرق نمي‏گذارند به زودي [خدا] پاداش آنان را عطا مي‏كند و خدا آمرزنده‌ي مهربان است.
هشتم: تشبيه؛ به معني چيزي را به چيز ديگر مانند كردن است. از ديگر دستاويزهاي منتقدان براي نقدهاي واهي به منهاج فردوسيان، تشبيه كردن آن به نظام‌هاي فكري و تربيتي ديگر، بدون داشتنِ وجه تشابه درست است. مثلاً به صِرف اين كه در منهاج فردوسيان، بر روايات ائمه‌ي طاهرين (عليهم‌السلام) تأكيد و بنا مي‌شود، آن را به «اخباريگري» تشبيه مي‌كنند. يا به صِرف اين كه خواهان زدودن بدعت‌ها و خرافات است، آن را به «وهابيت» مشابه مي‌شمارند. يا به صِرف بي‌اعتمادي به فلسفه و عرفان مصطلح، آن را همانند «مكتب تفكيك» مي‌پندارند. در حالي كه نقاط افتراق منهاج فردوسيان با موارد شمرده‌شده، بيش از موارد اشتراك آن است كه در جاي خود، به تفصيل بيان شده است.
نهم: تمسخر؛ به معني مسخره كردن است. اين حربه، به تصريح قرآن كريم، از جاهلان است، آنجا كه كليم الله (عليه‌السلام) مي‌فرمايد: «وَ إِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَهً قَالُواْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ» (سوره‌ي بقره، آيه‌ي ۶۷)
ترجمه: و هنگامى كه موسى به قوم خود گفت: ‏خدا به شما فرمان مى‏دهد كه ماده‌گاوى را سر ببريد، گفتند: آيا ما را مسخره مي‌كني؟! گفت: پناه مى‏برم به خدا كه از جاهلان باشم.
پس كساني كه در نقد منهاج فردوسيان، به جاي جواب منطقي و معتبر از آيات و روايات، دست به مسخره كردن مي‌زنند، جاهلاني هستند كه ارزش اعتنا نداشته و فقط بايد از آنان روي برگردانيد و از شرّشان به خداي تعالي پناه برد.
تذكر: نوشته‌اي كه عنوان «نقد منهاج فردوسيان» را داشته باشد و خالي از اين نُه «ت» باشد را نخواهيد يافت يا بسيار به ندرت خواهيد يافت. اگر گفتار يا نوشتاري باشد كه از اين نُه «ت» خالي باشد، معمولاً مشتمل بر اشكالات تكراري است. اشكالاتي كه در طول اين سال‌ها،‌ پاسخ كافي را دريافت كرده است و تكرار آن، فقط، نشان از بي‌اطلاعي اشكال‌كننده دارد.
اما اگر در صورت بسيار نادر، گفتار يا نوشتاري باشد كه خالي از اين نُه «ت» باشد و اشكال جديدي را مطرح كند كه تا كنون مطرح نشده و پاسخ داده نشده باشد، مورد استقبال ماست و از اشكال‌كننده با هديه‌اي تقدير و تشكر خواهيم كرد.

 

منبع : http://dashtekarbala12.blogfa.com/post/6


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، معرفت، معرفة الله، قاضي، علامه طباطبايي، علامه طهراني، منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، امام عصر، بهجت، آيت الله بهجت، سيد هاشم حداد، پناهيان، محمد شجاعي، مركز نشر، آيت الله، تصوف، صوفي، رسم الخط، قرآن، القرآن العظيم، القرآن العزيز، القرآن المجيد، رسم الخط حاج فردوسي، رسم الاملاء،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۶ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۴:۳۴:۵۶ توسط:يونس شفاعي موضوع:

نقدي بر سينه‌زني‌هاي بيش از اندازه

مسأله‌ي ديگر، مسأله‌ي روضه‌هاست. روضه‌خواني و سينه‌زني بايد باشد؛ اما نه در هر عزايي. اين را بدانيد كه روضه خواندن و گريه كردن ـ آن سنت سَنيه ـ مربوط به همه‌ي ائمه نيست؛ متعلق به بعضي از ائمه است. حالا يك وقت در جمع و مجلسي كسي روضه‌يي مي‌خواند، عده‌يي دلشان نرم مي‌شود و گريه مي‌كنند؛ اين عيبي ندارد. اصلاً عزاداري كردن يك حرف است، روضه‌خواني و سينه‌زني راه انداختن يك حرف ديگر است. روضه‌خواني و سينه‌زني راه انداختن، مخصوص امام حسين است؛ حداكثر مربوط به بعضي از ائمه است؛ آن هم نه به اين وسعت. مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا بخصوص، در شب و روز بيست‌ويكم ماه رمضان، سينه‌زني و عزاداري و برپايي جلسات خوب است؛ ولي مثلاً در مورد حضرت موسي بن جعفر (عليه‌السّلام) ـ با اين‌كه وفات آن بزرگوار از وفات‌هاي داراي روضه‌خواني است ـ من لزومي نمي‌بينم كه سينه‌زني بشود؛ يا مثلاً در سالگرد شهادت حضرت زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها) مناسبتي ندارد كه ما بياييم نوحه‌خواني و سينه‌زني كنيم؛ بهتر اين است كه در آن موارد، شرح مصايبشان گفته بشود. شرح مصايب، گريه‌آور است.
من خودم الان در ايام ماه محرّم كه نمي‌توانم روضه بروم، چون آن احساس و عشقي كه در دل هر شيعه هست و دلش مي‌خواهد در عزاداري شركت كند، لذا من اين را با خواندن «نفس‌المهموم» حاج شيخ عباس قمي ـ كه يك كتاب عربي است ـ اشباع مي‌كنم؛ اين خودش گريه‌آور است و براي من كار چند نفر روضه‌خوان را مي‌كند. حتماً لازم نيست كه عزاداري به همان شكل سنتىِ روضه‌خواني باشد كه اولش چيزي مي‌خوانند و بعد هم احياناً آخرش دمي مي‌گيرند و سينه‌يي مي‌زنند؛ نه، شرح حال را بيان كنيد؛ مثلاً يك نفر با بيان خوب و لحن محزوني، وضع زندان رفتن حضرت موسي بن‌ جعفر را بيان كند؛ حوادث تلخ زندان را بيان كند؛ بعد شهادت حضرت را بيان كند؛ بعد مراسم تشييع را بيان كند؛ در اين صورت هر كس كه آن‌جا نشسته باشد، دلش نرم مي‌شود.
(بيانات معظم له در ديدار اعضاي گروه ويژه و گروه معارف اسلامي صداي جمهوري اسلامي ايران‌ ـ ۱۳۷۰/۱۲/۱۳)


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۱:۴۶:۲۸ توسط:يونس شفاعي موضوع:

اشكالات نسخه‌ي دوم قواعد نظري منهاج فردوسيان

باسمه تعالي

با تقديم بهترين سلام‌ها و تشكرها به ساحت آن عده از اصحاب منهاج فردوسيان كه با مطالعه‌ي دقيق «مجموعه قواعد نظري» و ارسال اشكالات، نواقص و موارد تكراري، ما را در راه اصلاح و بهبود نسخه‌هاي بعدي ياري مي‌رسانند. متن كامل اشكالات را در اين صفحه به استحضار عموم اصحاب منهاج فردوسيان مي‌رسانيم. همچنان منتظر انتقال اشكالات و ابهامات اين كتاب هستيم.

اشكالات و نواقص قواعد نظري منهاج فردوسيان (نسخه‌ي دوم)

۱. در صفحه ۲۲۱ سطر ۱۸ كلمه ناجش و منجوش با توجه به علامت توضيح در آخر كتاب توضيح داده نشده است
۲. قاعده ستاره دار (صفحه۱۲۹) سطر«۲۲» خانه اي كه تلاوت قرآن در نيست. كلمه (آن) جا افتاده است.
۳. قاعده ۱۱۷۳ كلمه (اختبال) با اينكه علامت توضيح «ستاره» دارد ولي در آخركتاب توضيحي برايش نيامده است.
۴. قاعده ۸۶۶ در صفحه ۸۷ جمله (تضمين شده است) ۲ بار آمده كه يكي اضافه است.
۵. قاعده ۴۰۸ يك حرف (و) ما بين جمله بين او و بين خدا كم دارد.
۶. قاعده ۳۸۴ و ۳۹۵ تكراري هستند.
۷. قاعده ۳۸۳ و ۳۹۳ تكراري هستند.
۸. قاعده ۳۵۵ و ۳۶۵ يكي هستند
۹. عبارت اول صفحه‌ي ۲۷۱ تكراري است
۱۰. قاعده‌ي ۹۷ صفحه‌ي ۳۱: كلمه‌ي خداي تعالي به اول قاعده افزوده شود.
۱۱ قاعده‌هاي ۱۴۳ و ۱۴۴ در صفحه‌ي ۳۵، تكراري است.

********************


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۱:۴۶:۰۲ توسط:يونس شفاعي موضوع:

ادبيات سنگين مرحوم بهجت (ره)

مرحوم آيت الله بهجت (ره)، يك اصل را هميشه تكرار مي‌نمود كه به واضحات عمل كنيد تا بقيه‌ي راه برايتان روشن شود. اين سخن، كاملاً منهاجي است و بناي منهاج فردوسيان نيز بر همين مدار است كه بايد به واضحات و مسلمات شريعت غراي اسلام و تشيع ناب اثني‌عشري عمل كرد تا درهاي ملكوت و خوشبختي دنيا و آخرت به روي دل و جانمان باز شود.
ولي نكته‌اي كه به نظر مي‌رسد نگذاشت تا پيام مرحوم بهجت (ره) به مشتاقان برسد، جدا از عوامل ديگر، سنگيني ادبيات ايشان بود. آن مرحوم، قلمي بسيار مغلق و سنگين داشت و در كمال ايجاز و اختصار مي‌نوشت و به وفور از لغات عربي و اصطلاحات فقهي و روايي استفاده مي‌كرد. همين بود كه خيلي از كساني كه علاقه‌مند به ايشان و راهشان بودند را از بهره‌مندي از آثار قلمي‌شان محروم و دلزده مي‌ساخت.
نمونه‌اي از اين دستورالعمل‌ها را در زير بخوانيد:

بسمه تعالي

الحمدلله وحده و الصلاه علي سيد الانبياء محمد و آله ساده الأوصياء الطاهرين و اللعن الدائم علي اعدائهم من الأولين و الآخرين.
و بعد، مخفي نيست بر اولي الألباب كه اساسنامه حركت در مخلوقات، شناختن محرّك است كه حركت، احتياج به او دارد، و شناختن ما منه الحركه و ما إليه الحركه و ما له الحركه، يعني بدايت و نهايت و غرض، كه آن به آن، ممكنات، متحرك به سوي مقصد مي باشند.
فرق بين عالم و جاهل، معرفت علاج حوادث و عدم معرفت است؛ و تفاوت منازل آنها در عاقبت، به تفاوت مراتب علم آنها است در ابتدا.
پس، اگر محرك را شناختيم و از نظم متحركات، حسن تدبير و حكمت محرّك را دانستيم، تمام توجه ما به اراده تكوينيه و تشريعيه اوست، خوشا به حال شناسنده، اگر چه بالاترين شهيد باشد؛ و واي به حال ناشناس، اگر چه فرعون زمان باشد.
در عواقب اين حركات، جاهل مي گويد: «اي كاش خلق نمي شدم»، عالم مي گويد: «كاش ۷۰ مرتبه، حركت به مقصد نمايم و باز بر گردم و حركت نمايم و شهيد حق بشوم».
مبادا از زندگي خودمان، پشيمان شده بر گرديم؛ صريحاً مي گويم: ـ مثلاًـ اگر نصف عمر هر شخصي در ياد منعم حقيقي است و نصف ديگر در غفلت، نصف زندگي، حيات او محسوب و نصف ديگر، ممات او محسوب است، با اختلاف موت، در اضرار به خويش و عدم نفع.
خداشناس، مطيع خدا مي شود و سر و كار با او دارد؛ و آنچه مي داند موافق رضاي اوست، عمل مي نمايد؛ و در آنچه نمي داند، توقف مي نمايد تا بداند؛ و آن به آن، استعلام مي نمايد و عمل مي نمايد، يا توقف مي نمايد؛ عملش، از روي دليل؛ و توقفش، از روي عدم دليل.
آيا ممكن است بدون اين كه با سلاح اطاعت خداي قادر باشيم، قافله ما به سلامت از اين رهگذر پر خطر، به مقصد برسد؟ آيا ممكن است وجود ما از خالق باشد و قوت ما از غير او باشد؟ پس قوت نافعه باقيه نيست، مگر براي خداييان، و ضعفي نيست مگر براي غير آنها.
حال اگر در اين مرحله، صاحب يقين شديم، بايد براي عملي نمودن اين صفات و احوال، بدانيم كه اين حركت محققه از اول تا به آخر، مخالفت با محرّك دواعي باطله است، كه اگر اعتنا به آنها نكنيم، كافي است در سعادت اتصال به رضاي مبدأ اعلي:
«أفضل زاد الراحل إليك عزم إراده».

والحمدلله اولاً و آخراً، و الصلاه علي محمد و آله الطاهرين و اللعن الدائم علي أعدائهم أجمعين.
مشهد مقدس
چهارشنبه مرداد ماه هـ.ش.
مطابق با ربيع الاول ۱۴۱۷ ه. ق.


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۱:۴۵:۳۴ توسط:يونس شفاعي موضوع:

آيا مي‌شود به كتاب‌هايي كه راجع به بزرگان و عرفا نوشته شده، اعتماد كرد؟

سؤال:
آيا مي‌شود به كتاب‌هايي كه راجع به بزرگان و عرفا نوشته شده، اعتماد كرد؟
جواب:
اين زندگينامه‌ها و كرامت‌نامه‌ها به دلايل مختلف، قابل اعتماد نيست. برخي از اين دلايل عبارتند از:
۱. داشتن معارض (يعني اين حكايتي كه در اين كتاب نقل شده و دلالت بر فضيلت صاحب آن دارد،‌ حكايت ديگري هم در جاي ديگر داريم كه دلالت بر عدم فضيلت صاحب آن دارد)؛
۲. محبت نويسنده به صاحب كرامت (كه موجب كرامت‌تراشي مي‌شود)؛
۳. تك سندي (يعني فقط از يك نفر نقل شده است و احتمال هرگونه خطا و عمدي در آن مي‌رود)؛
۴. ضبط غير دقيق (گاهي كم يا زياد شدن يك كلمه،‌ معني جمله را عوض مي‌كند و معمولاً در زندگينامه‌ها به اين نكته توجه نمي‌شود)؛
۵. غير حرفه‌اي بودن اكثر نويسنده‌هاي اينگونه آثار؛
۶. بي‌تقوايي و خيانت برخي نويسندگان اينگونه كتاب‌ها (كه موجب اسطوره‌سازي و افسانه‌پردازي و ارائه‌ي تحليل‌هاي نادرست به خواننده مي‌شود).
نتيجه: در مجموع،‌ به كرامت‌ها و خوارق عادات به چشم قصه نگاه كنيد،‌ اگر نكته‌ي آموزنده‌اي داشت مثل سختكوشي،‌ امانتداري، بردباري و … از آن استفاده كنيد ولي دلخوش به آن نباشيد.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: سير الي الله، معرفت، معرفة الله، قاضي، علامه طباطبايي، علامه طهراني، منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۱:۴۵:۰۴ توسط:يونس شفاعي موضوع:

براي تقويت اراده در كارها چه كنم؟

براي تقويت اراده در كارها چه كنم؟
جواب:
آن مقدار از اراده كه بايد قوي باشد، در مراعات قوانين طبقات اول تا ششم است. در ساير مسائل روزمره و متفرقه، نيازي به داشتن اراده‌ي قوي نداريد.
اما براي تقويت اراده در مراعات قوانين طبقات اول تا ششم، سه توصيه مي‌كنم، مراعات نماييد:
۱. با كتاب «بهشت و جهنم در منهاج فردوسيان» انس بگيريد و مطالبش را نرم نرم در جان و دلتان رسوخ بدهيد تا جايي كه باورتان شود كه بعد از اين دنيا، دنياي ديگري با قانون‌هاي مخصوص خود است و چاره‌اي از رفتن به آن جهان نيست.
۲. جدول محاسبه را جدي بگيريد. آخر هر شب يا اول هر صبح، به آن مراجعه كنيد و مواردي كه مراعات كرده و نكرده‌ايد را مشخص نماييد. همين مراجعه‌ي مداوم به جدول محاسبه، بعد از مدتي جواب داده و شما را در راه روشن، پر سرعت و پر اراده خواهد كرد. ان شاء الله
۳. از تمام كارهاي غير ضروري مانند تماشاي فيلم، تماشاي ورزش، پيگيري اخبار، خواندن مجله و روزنامه، همنشيني با افرادي كه سود دنيوي يا اخروي ندارند و … بپرهيزيد تا وقت براي انجام وظايف بندگي داشته باشيد.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۱:۴۴:۴۲ توسط:يونس شفاعي موضوع: